مهمانی معبود و یک سفرهٔ جانانه
بر روی لبم ناگه لبخند و سلام آمد
پُر می شدم از معنا هربار که می دیدم
ابلیس درونم را وقتی که به دام آمد
من غرق دراین حسّ و درحالت خوشحالی
یکباره شنیدم که از عرش پیام آمد :
*
« این فرصت تمرین جنگیدن با نفس است
روزه نه به منظور پرهیز طعام آمد
در زندگی ات آیا بیهوده قسم خوردی؟
یا در شکم مغزت افکار حرام آمد؟!
یا توبه نکن دیگر یا حفظ بکن توبه
ماه رمضان وقتی رفت و به ختام آمد...»
*
از خواب پریدم من در فکر فرو رفتم
از پنجره ماهی نو دیدم لب بام آمد...
#کاوه_احمدزاده
#ماه_رمضان
برچسب:
نویسنده: پندار اسدیان